ستاره‌های سینمای کوریا شبیه من هستند!

شهروند، ٠٨ حمل ١٣٩٣، (٥نظر)

گفتگوی اختصاصی سایت شهروند با زینب شهیدی

اشاره: زینب شهیدی همان بانوی جوانی است که با کلیپ ـ آهنگِ «خنده کو» مشهور شد. در این کلیپ ـ آهنگِ شفیق مرید که به زبان هزارگی اجرا شده است، در کنار پختگی و زیبایی شعر، تصاویر حیرت انگیز از طبیعت، کمپوز و اجرای عالی، بانوی جوانی هم حضور دارد با زیورآلات و لباس اصیل هزارگی و چهره و لبخندی که بسیار زود عرصه فیسبوک را درنوردید. این بانوی جوان کسی نیست جز زینب شهیدی که اجرای عالی اش در آن کلیپ ـ آهنگ به یادها ماند.

گفتگوی زیر مصاحبه اختصاصی سایت شهروند است با زینب شهیدی.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شهروند: بسیار خوشحال هستیم که فرصتی فراهم شد تا با بانوی جوانی مصاحبه کنیم که با هنرنمایی در یک کلیپ که بسیار هم عالی بود و مورد توجه جوانان و اهالی فرهنگ قرار گرفت، صحبتی داشته باشیم.

فکر می کنم نام کلیپ «خنده کو» بود، طوری که از نامش پیداست آهنگ هزارگی است و بسیار مشهور شد و موفق هم بود. برای ما بگویید چه شد که در این کلیپ ظاهر شدید و چگونه با این روند آشنا شدید؟ و چطور از بین داوطلبان زیاد این کلیپ شما انتخاب شدید؟

زینب شهیدی: با تشکر از سایت شهروند و با سلام خدمت خوانندگان شما. قبل از کار کردن در این کلیپ، من در چند پیام بازرگانی که مربوط کمیسیون مستقل انتخابات می‌شد کار کردم. در جریان ثبت این برنامه ها که شفیق مرید در آن کار می‌کرد، من نیز حضور داشتم. این امر سبب آشنایی من با شفیق مرید شد. شفیق مرید در آن روزها به دنبال چهره‌ای همانند چهره‌ من می‌گشت تا در این آهنگ نقش ایفا کند. از بین دخترانی که در آنجا بودند من انتخاب شدم. چون چهره‌ من هزارگی بود و او هم به دنبال کسی می‌گشت که مثل من باشد. بعد از مدتی از من خواست تا در این کلیپ نقش ایفا کنم. من این حرف را با خانواده خود در میان گذاشتم که برای بار اول خانواده ام نظر مساعدی نسبت به ایفای نقش من در آن کلیپ نداشتند. چون نمی‌دانستند من باید در این کلیپ چه نقشی را بازی کنم. وقتی جواب منفی را به شفیق مرید گفتم، شفیق مرید با درک مشکلاتِ من با خانواده‌ام صحبت کرد و به آنها توضیح داد که این آهنگ هم هزارگی است و هم میهنی. بعد از توضیحات شفیق مرید، خانواده ام موافقت کردند که من در این کلیپ نقش ایفا کنم.

شهروند: یکی از مشکلات اساسی در جامعه ما این است که هنوز برخی از مردم ما دید مناسبی نسبت به حضور خانم‌ها در کلیپ‌ها و برنامه‌های تلویزیونی ندارند. شما بعد از ایفای نقش در این کلیپ در جامعه با  مشکلی برخوردید؟

زینب شهیدی: دقیقا سه روز بعد از نشر این کلیپ وقتی من از خانه بیرون آمدم با برخورد نامناسب همسایه‌ها و اهالی محل روبرو شدم، اما در واقع این امر را جدی نگرفتم؛ چون می‌دانستم نظر آن‌ها برای کار من کارساز نیست. ولی در مقابل کسانی که اهل فرهنگ و هنر بودند بسیار استقبال و مرا تشویق کردند. طبعاً من هم مانند اکثر دختران فعال در عرصه هنر و موسیقی با مشکلاتی مواجه شدم. همانطور که گفتم اوایل نگاه بدبینانه نسبت به ایفای نقش من در آن کلیپ بیشتر بود. اما به مرور زمان این دیدگاه منفی کمتر شد. فعلا هم در سرک و خیابان آنهایی که مرا می شناسند که همان دختری هستم که در این کلیپ نقش ایفا کرده ام، عده ای مرا تشویق می کنند، بعضی ها شعری از آن آهنگ را زمزه می کنند و البته بیشتر شان با مهربانی می گویند «خنده کو»!

شهروند: بعد از اینکه کلیپ منتشر شد، خانواده تان چه عکس العملی داشتند؟

زینب شهیدی: پدر و مادرم به شدت از این کار استقبال کردند. پدر و مادر من خوشی‌های من و دیگر اعضای خانواده‌ام را می‌خواهند. وقتی دیدند این کلیپ از سوی فرهنگیان و انسان‌های تحصیلکرده و فرهیخته جامعه ما استقبال شد، آن‌ها هم خوشحال شدند. بعد از آن هم با به وجود آمدن مشکلاتی برای من، پدر و مادرم چون کوه پشت من ایستادند و از من حمایت کردند. هیچ وقت نشد که مرا سرزنش کنند که تو با ایفای نقش در آن  کلیپ برای خودت دردسر درست کردی.

شهروند: با تجربه ای که شما از ایفای نقش در یک کلیپ هنری دارید، آیا سایر جوانان، بویژه دختران جوان هزاره توصیه می کنید که وارد دنیای فیلم و موسیقی و سینما شوند؟

زینب شهیدی: معلوم است که توصیه می کنم و از ایفای نقش شان خوشحال می‌شوم. هر وقت می‌بینم دختر و پسر هزاره در هر عرصه‌ای موفق هستند، خوشحال می‌شوم. برایم فرق ندارد که هنر باشد، درس باشد و یا هر چیز دیگری. و بیشتر خوشحالی من از آن است که دختران مردم ما بتوانند به خواسته‌های خود برسند و در جامعه مفید باشند.

شهروند: آنگونه که ما مطلع هستیم شما در عرصه ورزش های رزمی هم فعال و موفق هستید. چه قرابتی بین ورزش و هنر هست؟

زینب شهیدی: اتفاقا من فکر می‌کنم کسانی که ورزش می‌کنند با هنر هم ارتباط خوبی دارند. بسیاری از فیلم های رزمی که در دنیا موفق هستند، به دلیل وجود یپوند بین هنر بازیگری و سینما است.

من هم از دوران کودکی علاقه خاصی به ورزش داشتم. فعلا سه سال می‌شود که در رشته نیوفول کنتاکت، شین گی تای ورزش می‌کنم و در این سه سال، چهار مدال کسب کرده ام و از نظر درجه توانسته ام در این سه سال کمربند قهوه‌ای را بدست بیاورم. کمربند قهوه‌ای هم مقام کمی نیست؛ یعنی در واقع یک درجه مانده به آخرین درجه در این رشته است.

شهروند: مدال‌هایی را که کسب کردید، در مسابقات داخلی بوده یا بین المللی؟

زینب شهیدی: سه مدال داخلی دارم و یک مدال خارجی. مدال خارجی‌ام  را نقره است در مسابقات ترکیه در بخش کاتا به دست آوردم. در ضمن من در این مسابقات یک سرتیفیکت و یک تقدیرنامه هم دریافت کردم. مدال‌های داخلی‌ام نیز یکی در مسابقات سراسر افغانستان بود و دو تای دیگر در مسابقات کابل. مدال سراسری‌ام برنز بود و در مسابقات کابل هم یک نقره و یک طلا کسب کردم.

شهروند: یکی از عرصه‌هایی که با هنر فیلم سینما نزدیکی دارد، هنر آوازخوانی است، آیا شما تا به حال آوازخوانی را تجربه کردید؟ یا اصلا دوست دارید آوازخوان شوید؟

زینب شهیدی: در کل از تمام هنرها خوشم می‌آید. برایم فرقی نمی‌کند که هنر آوازخوانی و موسیقی باشد، بازیگری باشد یا ورزش. اگر شرایطش پیش آید سعی خواهم کرد به هنر آوازخوانی هم بپردازم. همانطوری که حالا به ورزش و بازیگری پرداخته ام، سعی می‌کنم به هنر آوازخوانی هم بپردازم. هرچند تا به حال آموزش جدی در زمینه آوازخوانی نداشتم، اما همیشه در خانه و جاهای دیگر با خودم زمزمه می‌کنم و کوشش می‌کنم آوازخوانی را یاد بگیرم، چون علاقه شدیدی به آوازخوانی دارم.

شهروند: حالا که بحث از آوازخوانی آمد، شما در عرصه موسیقی به کدام هنرمندان علاقه دارید و کدام هنرمندان را می‌شناسید؟

زینب شهیدی: شاید بیشتر آوازخوانان افغانی را بشناسم، اما در این میان به صدای هنرمندان هزارگی علاقه شدید دارم. از آن جمله داوود سرخوش برای من یک اسطوره است. در قدم دوم از صدا و آهنگ‌های فردین فریاد خوشم می‌آید و از طرفداران سرسخت او هستم. بعد از او هم از آهنگ‌های «فرهاد دریا» خوشم می‌آید، در کل علاقه‌ زیادی به این سه نفر دارم.

شهروند: افغانستان در قدیم ستاره‌های بزرگی در عرصه موسیقی داشته است. خیلی‌ها رسما لقب استادی گرفته‌اند و یا سرتاج موسیقی گرفته اند. از آوازخوانان قدیمی چه کسانی را می‌شناسید و هنرشان را دوست دارید؟

زینب شهیدی: از آوازخوانان قدیم، ساربان را زیاد دوست دارم و همیشه آهنگ‌هایش را می‌شنوم.

شهروند: اگر در عرصه موسیقی از افغانستان خارج شویم، در بیرون از افغانستان با هنر کدام هنرمندان آشنایی دارید و هنرشان را می پسندید؟

زینب شهیدی: در کل من آوازخوانان افغانی را بیشتر ترجیح می‌دهم، اما باز هم آوازخوانانی در بیرون از افغانستان هستند که صدای خوبی دارند و شعرهای خوبی می‌خوانند، مثلا در این میان از آوازخوانان ایرانی ستار، اِبی و هایده را دوست دارم.

شهروند: بر می‌گردیم به دنیای سینما. هنر سینمای کدام کشورها را می پسندید؟

زینب شهیدی: علاقه زیادی به فیلم‌های آمریکایی و در کل هالیوود دارم. از این رو این فیلم‌ها را بیشتر می‌بینم. دلیل این علاقمندی هم به موضوعات این فیلم‌ها بر می‌گردد. در هالیوود به موضوعاتی پرداخته می‌شود که گویا حقیقت در پشت آن است و نقش‌ها هم در این میان به صورت طبیعی بازی می‌شود. آدم حس نمی‌کند که فیلم می‌بیند، فکر می‌کند در درون آن واقعه و شاهد صحنه است.

شهروند: از بازیگران سینمای هالیوود چه کسانی را می شناسید؟

زینب شهیدی: بیشتر بازیگرانی را که در هالیوود دوست دارم کسانی‌اند که نقش‌های کمدی بازی می‌کنند، «جیم کری» را هم دوست دارم، «جنیفر لوپز» هم برای من دوست داشتنی است، از آن جهت که هم آوازخوان خوبی است و هم بازیگری موفق در سینما.

شهروند: نظرتان در مورد سینمای بالیوود یا هندوستان چیست؟

زینب شهیدی: من نتوانستم با فیلم‌های هندی ارتباط بر قرار کنم. به نظر من داستان‌های فیلم‌های هندی خیلی تخیلی و غیر قابل باور هستند. از آن گذشته، داستان‌های فیلم‌های هندی خیلی سطحی به نظر می‌آیند و عمیق نیستند. البته این نظر شخصی من بود، ممکن است سینمای هند برای خیلی‌ها جذاب باشد.

شهروند: ما علاوه بر هالیوود و بالیوود، حوزه‌های سینمایی دیگری هم داریم، مثلا حوزه سینمایی شرق، که شامل کشورهای چین و جاپان و کوریا می‌شود.

و نباید فراموش کرد که سینمای شرق در افغانستان هم رشد قابل ملاحظه‌ای داشته و برای خود طرفداران زیادی جمع کرده است. در کل نظر شما راجع به سینمای شرق چیست؟

زینب شهیدی: من از طرفداران فیلم‌های شرقی هستم، مخصوصا فیلم های کوریایی را زیاد می‌بینم و به آن علاقه دارم. موضوعی که برای من بسیار جالب است چهره‌ بازیگران این فیلم ها و سریال‌ها بوده. به نظر من آنها چهره های بسیار زیبا دارند؛ چون آنها شبیه من هستند!

شهروند: دوباره بر می‌گردیم به موسیقی، موسیقی هم سبک های زیادی دارد. از آن جمله شرقی، غربی، افغانی، عربی، هزارگی و... شما از دید هنر، یعنی درون مایه‌های هنریِ موسیقی، به کدام یک از این‌ها علاقه دارید؟

زینب شهیدی: خوب این معلوم است که من از سبک و هنر موسیقی افغانی و هزارگی بیشتر لذت می برم. در موسیقی افغانی علاوه بر اصالت موسیقی شرقی و وطنی، ما انواع رقص های سنتی را داریم. مثلا من از نمونه رقص‌های افغانی، رقص «پیشپو» را که هزارگی هم هست می‌شناسم و از نزدیک هم دیده‌ام. مردم هزاره در عروسی‌ها و مراسم‌های کلان خوشی از این رقص استفاده می‌کنند. این رقص برای من بسیار جالب است.

شهروند: نظرتان در مورد موسیقی غربی چیست، تا به حال توانستید با موسیقی غربی ارتباط برقرار کنید؟

زینب شهیدی: هر موسیقی که به دل آدم چنگ بزند، برای من خوشایند است. اما در مرحله اول من موسیقی افغانی، آن هم هزارگی را دوست دارم، اما گاهی موسیقی غربی را هم گوش می‌دهم.

شهروند: آهنگی که شما در آن هنرنمایی کردید، یک آهنگ هزارگی زیبا بود. بازیگر این آهنگ هم حتما باید کسی می‌بود که چهره‌ی ناب هزارگی می‌داشت که شما بودید. علاوه بر آن شما از نمادهای خاص هزارگی نیز استفاده کردید. مثلا زیوارات خاص مردم هزاره و لباس هزارگی. با این نمادهای هزارگی تا چه اندازه آشنایی دارید؟

زینب شهیدی: زیوارتی که از دوران قدیم هزاره‌ها باقی مانده خیلی جذاب هستند و ظریف هستند که تقریبا می‌شود به آن‌ها آثار عتیقه گفت. لباس‌های هزارگی هم بسیار جالب است. لباس‌هایی که دور کمرشان چین دارد و دور دامن و آستین‌شان خامک دوزی شده است و واسک‌هایی که با سکه‌های آهنی آزین شده‌اند. جالب است که اخیراً این لباس‌ها در کشورهایی مثل ایران نیز مُد شده است؛ اما متاسفانه در نمایشگاه لباسی که در ایران برگزار شده بود، ایرانی‌ها این مدل لباس را به عنوان لباس‌ محلی خوشان معرفی کردند.

شهروند: غیر از هنر فیلم و موسیقی، به چه اموری دیگر علاقه دارید؟

زینب شهیدی: قبل از اینکه به هنر روی بیاورم به ارتش بسیار علاقه داشتم! قبلا شنیده بودم که دخترانی که صنف دوازده را تمام کرده‌اند می‌توانند شامل اردوی ملی شوند و با توجه به استعدادشان مقام بگیرند. همیشه حرفم در خانه این بود که بعد از اینکه مکتب را خلاص کنم می‌روم به اردو. اما بعد از اینکه در این کلیپ بازی کردم، ذهنم کمی از مسایل نظامی دور شد. ولی هنوز هم کمی علاقه دارم که روزی یک افسر نظامی شوم!

شهروند: در بین عکس‌هایی که از شما در اینترنت دیده شده است، یک عکس هم وجود دارد که شما تصویر رهبر شهید استاد مزاری را در دست دارید. در مورد این عکس بگویید؟

زینب شهیدی: بله، آن عکس در ترکیه گرفته شده است. در آن عکس من لوگویی که با عکس شهید مزاری آراسته شده است را در دست دارم. آن لوگو مربوط مؤسسه شهید مزاری بود و من چند وقتی در آن مؤسسه کار کرده بودم و آن لوگو را داشتم. لوگو با طرح پرچم سه رنگ افغانستان و در وسط آن با عکس شهید مزاری دیزاین شده است که بسیار زیباست. به یاد داشته باشید که من یکی از پیروان سرسخت رهبر شهید هستم.

شهروند: غیر از این عکس، شما در مراسم سالگرد رهبر شهید در مصلای شهید مزاری حضور داشتید. نظر شما راجع به بابه مزاری چیست؟

زینب شهیدی: واقعیت این است که شهید مزاری یکی از صادق ترین رهبران افغانستان بود و همیشه تلاش کرد تا یک صلح سراسری مبتنی بر عدالت و وحدت ملی در افغانستان بوجود بیاید. او همیشه گفته بود که «ما وحدت ملی را در افغانستان یک اصل می‌دانیم». رشدی بالندگی امروز هزاره ها در تمام عرصه ها، مخصوصا عرصه آموزش و هنر، مدیون رهبری و مقاومت سه ساله بابه مزاری در غرب کابل است.

شهروند: از سیاست که بگذریم، کمی در مورد زندگی فامیلی تان بگویید. در فامیل چند خواهر و برادر هستید؟

زینب شهیدی: من چهار خواهر و سه برادر دارم که در بین خواهران من نفر آخر هستم.

شهروند: شما سابقه‌ی مهاجرت را هم داشتید، در کجا بودید و چند سال مهاجر بودید؟

زینب شهیدی: ما در ایران زندگی می‌کردیم. سال‌ها پیش پدر و مادرم به دلایل مشکلات امنیتی به ایران مهاجر شدند و همه‌ خواهران و برادران من در آنجا به دنیا آمدند که من هم یکی از آن‌ها هستم، من هفت ساله بودم که به افغانستان برگشتیم.

شهروند: تصور من این است که کسانی که با هنر سر و کار دارند، معمولا اهل کارِ خانه نیستند. شما با کار در منزل چطورید؟ اصلا کار خانه را بلد هستید و در آن سهم می گیرید؟

زینب شهیدی: معنا ندارد که وقتی من کار هنری می‌کنم، در خانه کار نکنم. از این جهت من کارِ خانه را هم انجام می‌دهم. در این میان به آشپزی هم علاقه مند هستم. در کل به تمام کارهای خانه سهیم هستم و از عهده‌شان بر می‌آیم.

شهروند: یک سؤال روانشناسی، از کدام رنگ خوشتان می‌آید؟

زینب شهیدی: سیاه، سفید و سرخ. من در رنگ سیاه همۀ رنگ‌ ها را می‌بینم. چون ترکیبی از همه‌ رنگ‌هاست. از آن گذشته رنگ سیاه در لباس به من می‌ نشیند.

شهروند: جهانی سپاس از شما که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید.

زینب شهیدی: سپاس از شما و سایت بنیاد شهروند.

اشتراک با دوستان: این صفحه را از طریق شبکه های اجتماعی با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

نظرات بازدیدکنندگان  

ناصر خالد ١٣٩٣/٠٢/١٨
به امید موفقیت های بیشتر ات خواهر عزیز.
خجسته ١٣٩٣/٠١/١٨
بر بانوی عزیز و فهیم مردمم سلام!
امیدوارم که در عرصه ی هنر بیش از پیش موفق و کامیاب باشی
عکسی که تصویر بابه ی شهید(ره) در دست داشتی بسیار مرا تحت تاثیر قرار داد و خوشحالم از اینکه جوانان ما اینقدر رهبر شهید شان را می شناسند و برایش احترام قایل هستند
سردار ١٣٩٣/٠١/١١
درود بر بانوي زيبا و خوشكل، زينب شهيدي،‌ اميد كه به هدف هاي تان برسيد و يك عالم خوشي امروز در قلب هر جوان چه دختر ياپسر و ياهم پير با " خنده كو" مي آوري و من واقعا تشكر مي كنم و به بانواني چون شما مي باليم كه در جامعه ي هنر و فرهنگ رشد كرديد.
هر دفعه كه اين كليب را نگاه كردم با خود مي گفتم كه اين زيبا خانم كجا باشد... ودر نهايت اميدوارم هستم كه در عرصه هنر پيشرفت هاي چشمگيري داشته باشي..
بدرود
AJ ١٣٩٣/٠١/١١
سلام
عالی بود ، فقط کاش میتوانستید پادکست هم بگذارید
احمد علی ١٣٩٣/٠١/١٠
زنده باد افتخار قوم .

درج نظر

نام
ایمیل
نظر:
لطفا قبل از ثبت نظر، کد زیر را در خانه خالی وارد کنید
کد امنیتی
ثبت نظر