هزاره‌ها؛ هویت و ریشه‌های تباری

محمدعلی بهمنی قاجار، ٠٣ حمل ١٣٩٣، (١٥نظر)

نوشته زیر بخش هایی از کتاب «جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان در افغانستان» است که توسط آقای «محمدعلی بهمنی قاجار» نویسنده و پژوهشگر ایرانی نوشته و در ایران منتشر شده است. این کتاب در هفت فصل، تصويری مستند از جامعه شيعيان افغانستان ارائه کرده است. پيشينه تاريخي اهل تشيع افغانستان، جايگاه سياسی و اقتصادی آنها در كشورشان، نقشي كه در ساختار قدرت دارند، گروه های سياسی شيعه و مناسبات جامعه شيعيان با ايران و ساير كشورها از مهمترين مواردی هستند كه مورد بررسی قرار گرفته است.

نوشته «هزاره ها؛ هویت و ریشه های تباری» از آن جهت درخور اهمیت است که بازتاب دهنده دیدگاه یک پژوهشگر مستقل ایرانی راجع به مناسبات درونی جامعه هزاره است. از پژوهشگران ایرانی در مورد افغانستان و مناسبات درونی این کشور آثاری منتشر شده است، اما در مورد مناسبات درونی جامعه هزاره و جایگاه آنان در سلسله مراتب قدرت سیاسی افغانستان، این نخستین اثری است که از یک نویسنده ایرانی منتشر شده است.

این نوشته از جهتی دیگر نیز دارای اهمیت است: آقای بهمنی قاجار در نگارش این کتاب تنها به منابع و روایت های کلیشه ای موجود تکیه نکرده، بلکه با روابط گسترده ای که با دانشجویان افغانستانی دانشگاه های تهران و همچنین بسیاری از چهره های فرهنگی افغانستان داشته است، توانسته است به نکات و مؤلفه های ظریف در مناسبات درونی جامعه هزاره پی ببرد و از آن در نگارش کتابش استفاده کند؛ نکات، واقعیتهای تاریخی و مؤلفه هایی که در پژوهش سایر نویسندگان خارجی راجع به هزاره ها کمتر دیده می شود.

روشن است که در این نوشته ممکن است نکاتی هم وجود داشته باشد که با واقعیت ها و یا تحلیل های موجود راجع به ملیت گرایی هزاره ها مطابقت نداشته باشد. به همین سبب سایت شهروند بدون هیچ نظری در تأیید و یا رد آن، این نوشته را صرفاً به عنوان یک اثر پژهشی به دست نشر سپرده است.

از آقای محمدعلی بهمنی قاجار که دانش آموختۀ ارشد رشته حقوق بشر از دانشگاه تهران و کارشناس برجسته مسایل افغانستان است، چند کتاب در ایران منتشر شده است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بدون شك در افغانستان بزرگترین و مهمترین قومیت شیعه، هزاره ها هستند؛ تا آنجا كه عده ای در افغانستان  شیعه را معادل هزاره می پندارند.5 اگرچه چنین تصوری غیر واقعی است. زیرا با وجود اینكه بنا به برخی  ادعاها نزدیك به 85% شیعیان افغانستان  از هزاره ها هستند، 6 ولی اقلیت شیعیان غیر هزاره نیز به طور سنتی از جایگاه سیاسی و اجتماعی والایی برخوردار بوده و در سرنوشت جامعه شیعه افغانستان در گذشته و در حال حاضر اهمیت بسزایی دارند.

اما هزاره ها با توجه به كثرت و اینكه در مركز افغانستان تجمع یافته اند و در منطقه مشهور به هزاره جات از دیرباز با خودمختاری كامل سكنی گزیده اند7 و نیز با عطف به این موضوع كه هزاره ها در چند دهه گذشته به یك خیزش سیاسی و اجتماعی دست یافته و به بازیابی هویت خود پرداخته اند، در عصر حاضر نیز بارزترین نمادِ شیعیان افغانستان هستند. از این رو در ذیل سعی می گردد تا تبار هزاره ها، قبایل هزاره و مناطق هزاره نشین مورد بررسی قرار گرفته و نمای كلی از آنها ترسیم گردد.

 

تبار هزاره ها

درباره ریشه نژادی هزاره ها تا كنون مطالعات زیادی انجام شده است. با توجه به ظاهر مغولی هزاره ها، نظریه ای كه مبتنی بر تعلق هزاره ها به سپاهیان مغول است، طرفداران زیادی دارد. افرادی همچون: «آرمینوس وامبری» و «مونت استوارت الفستون» بر این عقیده تأكید داشتند.

از طرف دیگر دلایل تاریخی و فرهنگی نیز این موضوع را تأیید می كند. كلمه هزاره معادل فارسی كلمه مغولی «مینگ» به معنای 1000 است و این در حالی است كه قشون مغول سپاهیان خود را به دسته های هزار نفری تقسیم می كردند.8 نام بعضی تیره های هزاره هم چون «دای چوپان» نیز منشأ مغولی دارد. نام برخی مناطق جغرافیایی نظیر «بهسود» هم از نام یكی از بستگان چنگیز خان گرفته شده  است. 9درفرهنگ هزاره ها نیز واژه مغول جایگاه مخصوصی دارد و از آن به عنوان یك صفت پسندیده مثبت یاد می گردد و در مقابل مغول، كلمه نامغول قرار دارد كه یك صفت مذموم و ناپسندیده است. 10

موضوع تعلق نژادی هزاره ها به مغول ها افزون بر نویسندگان غربی، در بین پاره ای از هزاره ها نیز طرفدارانی دارد كه به تفسیری فراتر از تعلق هزاره ها به سپاهیان مغول اعتقاد دارند و هزاره ها را فرزندان مستقیم چنگیزخان می دانند.11 اما مطالبی كه بیان شد دلیلی محكم مبنی بر تعلق نژادی هزاره ها به مغولها نیست و نبود سندی در باره پیوند هزاره ها به مغول ها و این موضوع كه هیچ یك از طایفه های هزاره به زبان مغولی آشنا نیستند و نفوذ واژگان مغولی هم در لهجه هزارگی آنچنان زیاد نیست،12 از دلایل ضعف تعلق نژادی هزاره ها به مغول ها است.

همچنین نسبت به نظر مشابهی در باره تبار هزاره ها كه آنها را از اولاد نكودریها می داند نیز سند موثقی وجود ندارد.13 اما نظر دیگری كه در باره تعلقات نژادی هزاره ها مطرح است مبتنی بر بومی بودن هزاره هاست. بر مبنای این عقیده هزاره ها تباری آریایی دارند. پیشینه تاریخی كلمه هزاره و كلمات نزدیك به آن و استدلال عبدالحی حبیبی در مورد اینكه كلمه «هزاره» برگرفته از واژه مغولی «مینگ» نبوده بلكه یك كلمه قدیمی آریایی به مفهوم «خوشدل» است و افزون بر این، وجود هزاره هایی كه بدون تردید از مغول ها و تاتارها نیستند نیز نظریه بومی بودن هزاره ها را تقویت می كند.

با این حال، این نظر هم فاقد سند محكمی بوده و از اعتبار لازم برخوردار نیست. اما دیدگاه دیگری هم در مورد تبارهزاره ها وجود دارد كه با توجه به پیشینه تاریخی بامیان مركز هزاره جات و این واقعیت كه این منطقه پایگاه اصلی امپراطوری كوشانی و مركزی برای بودائیان بوده است، از این موضوع حكایت می كند كه از 2300 سال پیش مردمی از تیره های مختلف نژاد زرد به بامیان و اطراف آن مهاجرت كرده و در این ناحیه سكنی گزیده بودند و از آن هنگام به بعد این مردم با آمیختن با سایر ساكنان این خطه نظیر تاجیكها و هم چنین اختلاط با مهاجمانی همچون ترك ها و مغول ها تحت تأثیر فرهنگهای فارسی و مغولی  قرار گرفته و به مرور مردمی با خصوصیات ظاهری و ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی هزاره ها پدید آمدند.14

به هر حال درباره ریشه نژادی هزاره ها همه موارد ذكر شده قابل اعتناء بوده و می تواند در رهنمون شدن به حقیقت مؤثر باشد.

 

قبایل و طایفه های هزاره

جامعه هزاره دارای بافتی قبیله ای است. قبیله های هزاره یا به یك شخصیت و یا به مكان جغرافیایی كه در آن به سر می برند وابسته هستند. اگر چه بیشتر وابستگی تباری حائز اهمیت بوده و اغلب طایفه های هزاره نظیر «بهسود» و «دای چوپان» به افرادی به همین نامها منسوب هستند، ولی بعضی دیگر از طایفه های هزاره مانند «مالستانی ها» و «جاغوری ها» نیز به منطقه ای كه در آن زندگی می كنند، منتسب هستند. بیشتر تیره های هزاره دارای پیشوند دی هستند تا آنجا كه در این باره گفته شده است: «یك هزاره بدون دی مانند یك افغان بدون زی است». با این حال خلاف این مسئله نیز صحت دارد و تیره های هزاره ای همچون «شیخ علی» و «بهسود» فاقد پیشوند دی هستند.15 به هر حال از مهمترین تیره های هزاره می توان به قبایل ذیل اشاره كرد:

قبیله دایزنگی: از مهمترین قبیله های هزاره كه تا پیش از تهاجم عبدالرحمن خان به هزاره جات از قدرت بالایی برخوردار بودند و در جریان قیام های هزاره ها علیه عبدالرحمن خان هم نقش به سزایی داشتند 16 و هم اكنون نیز در ولایت های بامیان و غور حضور محسوسی دارند، دایزنگی ها هستند.

قبیله دایزنگی از دهها طایفه تشكیل می گردد. مهمترین این طایفه ها عبارتند از: بهسودی ها، لكه زائی، شخه، قوم آبه، داله، شاهی، میربچه، رستم، مغولی، خوشی، غیب علی، و سه پای. 17

قبیله «دایكندی» نیز یكی دیگر از قبیله های مهم هزاره است كه پیش از تهاجم عبدالرحمن خان قدرت زیادی داشته و در مقاومت هزاره ها نیز نقش مهمی داشت. این قبیله هم اكنون از آنچنان اهمیتی برخوردار است كه نام دومین ولایت هزاره نشین افغانستان از آن گرفته شده است. از طایفه های قبیله دایكندی می توان به طایفه های ذیل اشاره كرد :

«خدیر»، «خوشك»، «نظرك»، «ارزگانی»، «شیخ علی»، «خلج»، «اوقی» و «قوم مادی».

قبیله «دای میركشه» نیز از دیگر قبیله های هزاره است. از مهمترین طایفه های این قبیله می توان به طایفه های همچون «نصرالله»، «آته»، «محمد خواجه»، «الیاس»، «جمال» و «بیات» اشاره كرد.

قبیله «دای فولاد» نیز یكی از قبیله های هزاره است كه از طایفه هایی مانند «میرهزاره»، «ملكی»، «دایه»، «خوشكه» و «دای بكره» تشكیل می گردد.

قبیله «دای كلان» هم از قبایل مهم و پرجمعیت هزاره است كه شامل طایفه های بسیاری همچون «نیمان»، «بابا علی»، «خدیر»، «فرنجل»، «كرم علی»، «گاوی»، و «شیخعلی» می باشد.18

در باره سایر قبایل هزاره نیز می توان به قبیله های «دای دهقان»، «دای میردادم»، «دای قوزی»، «دای میرك»، «دای چوپان»، «دای ختای» و «دامردگان» اشاره كرد كه هر یك از ده ها طایفه تشكیل می گردند كه در این میان قبیله های دای میرداد و دای چوپان از اهمیت به سزایی برخوردار هستند.20 البته قبیله های هزاره به موارد ذكر شده محدود نیست و تیره های دیگری همچون هزاره های تایمانی و چهار ایماقی نیز وجود دارند. 21

 

مناطق هزاره نشین

منطقه تمركز بیشتر هزاره ها سرزمینی در مركز افغانستان امروز است كه در طول تاریخ با نام هایی همچون «غرجستان»، «بربرستان»، «هزاره جات» و یا «هزارستان» از آن یاد شده است. 22 با این حال این بدین معنی نیست كه هزاره ها در مناطقی به غیر از هزارستان ساكن نباشند بلكه هزاره ها در ولایاتی نظیر هرات، فاریاب، هیرمند، نیمروز، قندهار، كابل، بدخشان و قندوز نیز كه داخل سرزمین هزارستان نیستند، حضور قابل توجهی دارند. 23

اما در مورد حدود قلمرو هزارستان، این سرزمین پیش از تهاجم عبدالرحمن خان یك منطقه وسیع و خودمختار را شامل می شد كه از شرق به حدود كابل و غزنین و از شمال به مزار شریف و از غرب به فراه و هرات و از جنوب به قندهار می رسید. 24

اما پس از تهاجم عبدالرحمن خان به هزاره جات و اعمال سیاست تصفیه نژادی از طرف وی و حمایت حكومت از تجاوزات پی در پی كوچی های پشتون نژاد به مناطق هزاره نشین، محدوده هزاره جات بسیار فشرده تر و كوچكتر از گذشته گردید. 25

با سقوط سلسله محمدزایی در سال 1357 هجری شمسی و ظهور مقاومت هزاره این فرصت را برای هزاره ها فراهم آورد تا پشتونها را از بعضی سرزمینهایی كه از نظر تاریخی متعلق به هزاره ها بود و جمعیت هزاره در آن سكنی داشت، برانند.26 در حال حاضر دو ولایت بامیان و دایكندی ولایاتی با اكثریت مطلق هزاره هستند و هزاره ها در مناطقی از ولایات غور، ارزگان، غزنی، وردك، پروان، بغلان، سمنگان، بلخ، اكثریت را تشكیل می دهند.

در ولایت غور منطقه لعل و سرجنگل از مناطقی با اكثریت مطلق هزاره است كه در ولایت ارزگان دو ناحیه اجرستان و مالستان مناطقی با جمعیت هزاره هستند.27 در ولایت باستانی غزنی نیز كه هزاره ها یك عنصر مهم بافت جمعیتی بوده و در فرمانداری های ناوه، جاغوری و جغتو اكثریت را تشكیل داده و در منطقه  قره باغ غزنی نیز هزاره ها پر شمار هستند. وردك یكی از ولایاتی است كه هزاره ها در آن حضور پرشماری دارند. دو منطقه بهسود و دای میرداد از مهمترین مناطق هزاره نشین  ولایت وردك هستند.28

بهسود یكی از معروفترین نواحی هزاره نشین است كه در آن طایفه های پرشمار وابسته به قوم بهسود زندگی می كنند. مردم بهسود در زمان تهاجمات عبدالرحمن خان توانستند به نحوی با افغان ها مصالحه كرده و موفق شدند موجودیت خود را حفظ كرده و از آسیب هایی كه به سایر هزاره ها رسید ایمن گردند.29 در پروان نیز مناطقی با اكثریت هزاره وجود دارد كه مهمترین آن منطقه شیخعلی و غوربند هستند كه هم از نظر تاریخی و هم از لحاظ موقعیت جغرافیایی حائز اهمیت بوده اند.

در ولایت بغلان نیز منطقه پلخمری ناحیه ای هزاره نشین است. 30 هزاره ها در ولایت بلخ نیز قمست عمده ای از جمعیت را تشكیل می دهند؛ اگر چه حضور ازبك ها، تاجیك ها، پشتون ها و تركمن ها نیز در این ولایت چشمگیر است. هزاره های ولایت بلخ در ده سال اخیر از نظر سیاسی نقش مهمی را ایفا كرده اند و افزون بر آنكه در دوره ای موفق شدند با شكست طالبان به قدرت اصلی در بلخ تبدیل گردند.31 در عصر پس از سقوط طالبان نیز به فعالیت های سیاسی پردامنه ای دست زده اند.32 در حال حاضر نیز دو نفر از نمایندگان منتخب ولایت بلخ در مجلس نمایندگان افغانستان (ولسی جرگه) از هزاره ها هستند.33 در ولایت سمنگان هزاره ها جمعیت قابل توجهی را دارند. یكی از مراكز هزاره ها در سمنگان، منطقه دره صوف است كه هزاره ها در آن یكی از پرشمارترین ساكنان آن هستند.34

مركز هزاره جات چه از لحاظ اهمیت تاریخی و چه از نظر موقعیت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بافت جمعیتی ولایت بامیان است. ولایت بامیان مساحتی به وسعت 17414 كیلومتر مربع دارد. در این ولایت رشته كوه بابا قرار دارد ودره ای بزرگ به نام دره شكاری نیز در این خطه واقع شده است. 35 بامیان پر از نهرهای آب است و منطقه ای سر سبز و زیبا است.

بامیان هم چنین آثار باستانی فراوانی دارد كه دارای اهمیت جهانی است و مناطق مهم ولایت بامیان عبارتند از: یكاولنگ، ورس، پنجاب، شیبر، شمبل، كهمرد، سیغان و شهرستان بامیان. در ولایت بامیان افزون بر اكثریت مطلق هزاره و شیعه، جمعیت تاجیك نیز وجود دارد ضمن اینكه تعداد بسیار محدودی پشتون نیز در این ولایت ساكن هستند. 36 ولایت بامیان در عصر پس از سقوط طالبان امن ترین ولایت افغانستان است. 37 بامیان همچنین اولین ولایتی است كه یك زن به عنوان والی آن انتخاب گردیده است.38

ولایت دایكندی نیز یك ولایت با اكثریت مطلق هزاره است. این خطه به همراه بامیان یكی از دو ولایت افغانستان است كه تقریباً تمام جمعیت آن را شیعیان هزاره تشكیل می دهند. از تأسیس ولایت دایكندی بیش از دو سال نمی گذرد. این ولایت وسعتی به مساحت 22019 كیلومتر مربع و جمعیتی به تعداد 72300 نفر دارد و دارای 9 فرمانداری به نام های نیلی، شهرستان، میرآمور، اشترلی، سنگتخت و بندر، كیتی، كجران و گیزاب است. ولایت دایكندی منطقه ای كوهستانی است تا آنجا كه 80% از اراضی آن از نواحی كوهستانی تشكیل می گردد.

بیشترین تركیب جمعیتی دایكندی از نظر سنی بین 35 تا 10سال است و این جمعیت جوان استعداد خوبی برای كار دارد ولی با این حال درصد بیكاری در این ولایت بسیار زیاد است، ضمن اینكه امكانات  اقتصادی، بهداشتی و فرهنگی و سازماندهی اداری در ولایت دایكندی خیلی ضعیف است. ولایت دایكندی منطقه ای امن به شمار می رود و تنها فرمانداری گیزاب است كه تا حدودی ناامن می باشد. البته دایكندی در معرض تهدیدات  طالبان كه در همسایگی این ولایت در ارزگان فعال هستند، قرار دارد. مناطقی كه هم اكنون ولایت دایكندی را تشكیل می دهند، پیش از این جزئی از ولایت ارزگان بودند. ولایت دایكندی هم چنین دارای 2864 قریه می باشد. 39

 

منابع

  1. میلی، ویلیام، افغانستان، طالبان و سیاست های جهانی، ترجمه عبدالغفار محقق، مشهد، ترانه، 1377، ص 162.
  2. عدالت نژاد، سعید، گروه های دینی و مذهبی افغانستان، تهران، فصلنامه پل فیروزه، شماره چهاردهم ، ص 4.
  3. شفایی، حسین، وضعیت عمومی شیعیان افغانستان، تهران، فصلنامه سراج، پائیز 1374، سال دوم، شماره 5، ص 71.
  4. پهلوان، چنگیز، افغانستان عصر مجاهدین و برآمدن طالبان، تهران، قطره، 1377، صص 177 و 176.
  5. همان، ص 314.
  6. شفایی، حسین، پیشین، ص 76.
  7. ریاضی هروی، محمد یوسف، عین الوقایع (تاریخ افغانستان در سالهای 1324 – 1207 قمری)، به كوشش محمد آصف فكرت هروی، تهران، بنیاد موقوفات افشار، 1369، ص 209.
  8. موسوی، سید عسگر، هزاره های افغانستان (تاریخ، فرهنگ، اقتصاد و سیاست)، ترجمه اسدالله شفایی، تهران، مؤسسه فرهنگی و هنری نقش سیمرغ، 1379، ص 51.
  9. همان، صص 51 و 50.
  10. همان
  11. همان، ص 52.
  12. فقط ده درصد از واژگان هزارگی ریشه مغولی دارند، ك: همان، ص 63.
  13. همان ، ص 64.
  14. همان، صص 73 – 66.
  15. همان ، ص 86.
  16. محمد یوسف ریاضی هروی، پیشین، صص 218 – 214.
  17. لعلی، علیداد، سیری در هزاره جات، قم، احسانی، 1372، ص 34.
  18. همان، ص 35.
  19. همان، صص 39-37.
  20. موسوی، سید عسگر، پیشین، صص 90-82.
  21. بایگانی اسناد وزارت امور خارجه، اسناد مكمل، جلد 16، اسناد شماره 624 -621.
  22. سید عسگر موسوی، پیشین، ص 69.
  23. علیداد لعلی، پیشین، صص 43 – 40.
  24. همان، ص 108.
  25. موسوی، سید عسگر، پیشین ، ص 100.
  26. همان، ص 103.
  27. لعلی، علیداد، پیشین، صص 113 – 111.
  28. همان، ص 111.
  29. موسوی، سید عسگر، پیشین ، ص 87.
  30. لعلی، علیداد، پیشین، ص 113.
  31. خروش، فرید، مانیفست قدرت سازی نوین هزاره ها، تهران، ماهنامه نسل امروز، آبان 1382، سال اول، شماره 7.
  32. برای نمونه می توان به تظاهرات چند هزار نفری طرفداران محمد محقق یكی از رهبران بزرگ هزاره در اعتراض به عزل وی از وزارت برنامه ریزی در مزار شریف اشاره كرد . ن. ك:  محمد علی بهمنی قاجار، كرزای  رقبا را حذف می كند، روزنامه شرق، اسفند 1382، سال اول، شماره 51، ص 8.
  33. احمدی، عارف، لیست اعضای پارلمان بر اساس تركیب قوی، پایگاه اینترنتی آرمان. www.arman.com
  34. لعلی، علیداد، پیشین، ص 111.
  35. عرفانی، قربانعلی، تحولات سیاسی و اجتماعی بامیان، تهران، اطلاعات، 1368، ص 43.
  36. همان، ص 46.
  37. پیوند، كانیشكا، چند گام به پیش نگاهی كوتاه به مكتب و دانشگاه در بامیان، هفته نامه چای داغ، پایگاه اینترنتی كابل پرس، www.kabulpress.com
  38. اولین والی زن، پایگاه اینترنتی حزب وحدت اسلامی افغانستان. www.wahdat.net  12/12/1383
  39. پیام، علی، دایكندی در یك نگاه، وبلاگ نوشته ها و یادداشتها، www.dkn.persianbloy. ، 24/12/1384
اشتراک با دوستان: این صفحه را از طریق شبکه های اجتماعی با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

نظرات بازدیدکنندگان  

محمدنایب علی هزاره ١٣٩٣/٠٤/٢٤
سلام علیکم دوستان خوبی من.

کتاب هزاره شناسی را به من معرفی کنید اگر اطلاع دارید
1 - هزاره کی است.

2- هزاره ها کجایند در کجا موقعیت دارند.
محمدنایب علی هزاره ١٣٩٣/٠٤/٢٤
آیا این را می دانید در دو.ران حکومت کرزی نردن چند فیصد جنرال دارد.
ایا این رامی دانید مردم هزاره چند قیصد در دولت شریک است.
آیا این را می دانیدمردم هزاره دردوران چه رابطه داشتن.
آیا این را می دانیددرافغانسان چندذ قول اردوی است مردم چند قوماندان قول اردو دارد.

حتماً جواب:اسن سوال مر بدهید
محمدنایب علی هزاره ١٣٩٣/٠٤/١٨
سلام دوستان قلم به دست سلام مر پذیراباشید.
درباره دره صوف چند ونکته بنویسم در گردند ملت افغانستان حق برزگ دارد حصوصاً برگردند قلم به دستان هزاره ها
1- دره صوف هیج وقت نباید فراکوش کنیم دره صوف بود مه از خاگ خون وخاگستر گذشت در این زمینه دنیا شاهید دره صوف است.
2 - دره صوف رابر چهار محور می توانیم سمبول خویش قرار بیدهیم 1تجاور انگلیس ها 2روس ها 3دشمن بین المللی القاعده بنام طالی 4 صلح دردامان دره صوف است این باید بپذیریم دنیا تجربه گرده است.
اگر ما امروز کاخ نشین داریم از برکت قیام دره صوف است اگر ما امروز جنرال داریم از برکت دره صوف است. اگر ما امروز نسبتاً آذادی داریم از برکت قیام دره صوف است .
اگر ما امروز شعار داریم از لوله های تفنک دره صوف بیرون آمده است گرچه خقیقت تلخ است.
دوستان بین المللی ما دوست دشمن دیرنه ما از دره صوف هراس دارد.
باز می گویم دره صوف حق برزگ بر ما دارد
به پاس حرمت شهدا هزاره.
به پاس زحمات مادران زخمت کش هزاره.
به پاس مردم دره صوف که 18000خانه منبرو مسجددر دره صوف طعمه حریق شد.
جوابيه ١٣٩٣/٠٤/١١
مغول هيچ ربطی به ترک نداره. نه زبانش و نه نژادش و نه تاريخش.
اگه به خاطر چشمان بادامی خودت را غير فارس تصور می کنی که بايد گفت هيچ فارسی وجود نداره. چون اکثريت قريب به اتفاق فارسی زبانان موی مشکی دارند در حالی که مجسمه های باستانی قومی نورديک را نشان می دهد. همه فقط فارسی حرف می زنند.
هزاره ها هم مغول نيستند فقط می توان گفت بخشی خون مغولی دارند شايد به همان اندازه خون عربی، يونانی و هندی هم داشته باشند ولی به هر صورت آزمايش ژنتيکی نشان داده هيچ شباهتی ميان يک هزاره و يک ترک چه از نظر تبار پدری و چه مادری نيست.
ظاهر يک ترکيه ای مردمی پشمالو، درشت چشم، موی مجعد و مشکی، چشمان روشن، بينی منقاری، مژه های فراوان و صورتی بدون زاويه را نشان می دهد و هزاره ها در همه ی اين موارد برعکس هستند.
محمد نایب علی هزاره ١٣٩٣/٠٤/٠٩
سلام عرض ادب خدمت قلم به دستان
راجع چند کلمه در باره قیام دره صوف بنوسید استاده کی دربرابر4 قوه زورمند 1انگلسی ه2روس ها 3تروزیم بین المللی4صلح دردامان دره صوف است.
این حق برزگ برگردن ما دارد.
محمد نایب علی هزاره ١٣٩٣/٠٤/٠٩
کاملاً حقیقت دارد راجع به جامعه هزاره ها هزاره درقلب افغانستان الکوی براب همه میلت هاست.
شهسوار ١٣٩٣/٠١/١٦
مهم نیست که چه کسی بودی و کجا بودی! که هستی و کجایی؟؟

به نظر من این آقای قاجار در مورد نیاکان خود و حکام فعلی کشورش تحقیق کند بهتر تا اینکه اطلاعات سطحی که از دهان افرادی که در ایران زندگی جمع آوری شده را بر کاغذ بیاورد ولی بهر حال پایانامه خوبی بود - نمره قبولی نوش جانت ولی توصیه می کنم که کسی پیدا شود و از بی مهری های حکومت شیعی ایران بر این قوم در سالهای اخیر هم بنویسد -آرزویم این بود که ای کاش ما شیعه نمی بودیم که هم از دشمن ضربه خوریم و هم از دوست هم کیش
Reza ١٣٩٣/٠١/١١
I did not read this book yet but I would like to ask Mr. Khurush to upload its pdf if its possible.After reading the book one can comment on it.
حیدر ١٣٩٣/٠١/١١
اقا در نوشتن این کتاب لابی گری شده. بیشترین اطلاعات درباره ولایت دایکندی میباشد که ظاهرا دقیق هم است. ولایتی که تا چند سال قبل ولسوالی بود.
حیدر ١٣٩٣/٠١/١١
آقا ولسواالی ناهور که کلا هزاره است نامی نبرده. قوم میربچه؛میریالی؛ پیرسی(با زمه) وسه پای چهاربرادر هزاره بوده اند که در یک منقطه زندگی میکنند انوقت امده نوشته میربچه از قوم دیزنگی است. اقا هرکه این کتاب را دید اتیشششششش یزند.

درج نظر

نام
ایمیل
نظر:
لطفا قبل از ثبت نظر، کد زیر را در خانه خالی وارد کنید
کد امنیتی
ثبت نظر