انتخابات و خلق مفاهیم فریبنده

رمضان محمودی، ٢١ جوزا ١٣٩٣، (٠نظر)

در افغانستان، انتخابات به عنوان یک تجربه سیاسی اما مدرن فرصتی شد تا انسان افغانی از منظر آن به تعامل سیاسی با همدیگر بپردازند و خرد جمعی خویش را به نمایش بگذارند. از سوی دیگر، انتخابات این فرصت را میسر و ممکن می‌ساخت تا در پرتو آن، جامعه افغانستان از پیش فرض‌های ذهنی که در گذشته مسلم و بدیهی انگاشته می‌شد، فاصله بگیرند و به وحدت ملی، برادری و همدلی که حلقه مفقوده در این میان بوده به آن دست یابند.

این وضعیت رفته رفته شکل می‌گرفت، به ویژه در دور اول انتخابات؛ در دور اول آنچه که مایه خوشبینی بود، گرایش مردم به انتخابات به عنوان یک تجربه سیاسی مدرن بود. بسیاری از مردم به ویژه جوانان و نوجوانان، فارغ از هر نگاه قومی و سمتی به تیمی ملحق می‌شدند تا مشارکت سیاسی را که آرزوی دیرینه مردم بود، تجربه کنند. شرکت گسترده مردم در انتخابات شانزدهم حمل، برخاسته از همین نگاه بود. این نگاه اما تقلیل یافت به خلق مفاهیم فریبنده از سوی دو «کاندید ریاست جمهوری» در دور دوم. مفاهیمی همچون (ایجاد وزارت خانه مستقل برای جوانان، خطاب مردم به عنوان خائن ملی، تأکید بر جهاد و مقاومت، شهید و شهادت طلبی، ولایت ساختن ولسوالی‌ها، ایجاد بند برق، قیر کردن سرک‌ها، محرومیت زدایی از مناطق محروم و بسیار سخن‌هایی که هیچ مصداق عینی و خارجی برای آن در خارج از ذهن دو نامزد ریاست جمهوری محتمل نیست).

طرح حل معضل کوچی و ده نشینان که از سوی تیم «تحول و تداوم» مطرح شده و به شعار پر رنگ انتخاباتی مبدل شده است، اساساً طرحی است که چندان عملی به نظر نمی رسد. به سخن آنانی که در دور اول انتخابات روی منشور تیم «تحول وتداوم» کار می‌کردند، معضل کوچی‌ها در صدر و اولویت کاری‌شان بود. اما پس از تدوین منشور، در مرحله دوم انتخابات به آن اهمیت شایسته داده نشد و جایگاه چندانی در گفتمان انتخاباتی باز نکرد.

مسأله دیگر، خلق ادبیات، مفاهیم و نماد ایدئولوژیک در انتخابات است. از آنجا که اشرف‌غنی به عنوان یک فرد تکنوکرات در جامعه افغانستان قلمداد می‌شود، انتخاب قرآن شریف به عنوان نشان انتخاباتی نوعی استفاده از ابزارهای ایدئولوژیک است که بیشتر ذهن عامه را به خود معطوف می‌دارد.

استفاده از ادبیات دوران جنگ و جهاد و خلق مفاهیمی همچون شهید، شهادت و شهادت طلبی از سوی تیم «اصلاحات و همگرایی» که بیشتر معطوف به دوران جنگ و جهاد است، در شرایط کنونی به تقدیس از جنگ می‌برآید، حال آن که بستر اجتماعی و سیاسی اکنونی ما، نیازمند خلق مفاهیم جدید است. بر سر زبان آوردن این مفاهیم، جز ایجاد هیجان‌های انتخاباتی و در گیر کردن ذهن مردم چیزی بیش نیست. حال آن که مردم چشم به فرصتی دوخته بودند که بتوانند سیاست را به عنوان یک تجربه امر مدرن در پرتو مشارکت سیاسی مشق و تمرین نمایند.

فرو کاستن تأملات سیاسی مردم به خلق این نوع مفاهیم، و در گیر کردن ذهن مردم با این مفاهیم و موضوعات، فی‌الواقع یک نوع گمراهی سیاسی است که نامزدان ریاست جمهوری و اعضای تیم‌شان در پیش گرفته‌اند و بر اذهان عامه تحمیل می‌کنند و این فرصت را که مردم بتوانند به دسته بندی اولویت‌های‌شان در انتخابات بپردازند، و از سرِ خردورزی زعیم آینده‌شان را انتخاب نمایند، از آنان می‌گیرند.

بحث دیگر، رعایت شئون و اخلاق انتخاباتی است. در دور دوم، چه بسا که این مرز از هم فرو پاشید و تا آنجا که نامزدان و طرفداران‌شان به حریم خصوصی یکدیگر وارد شدند و چیزهای عجیبی نثار هم کردند. نزدیک‌ترین افراد به همدیگر به خاطر جانب‌داری از یک تیم، حریم همدیگر را شکستاندند و تا سرحد ناسزا بر سر یکدیگر تاختند. این پرخاشگری‌ها نه تنها در چارچوب نظریات یک فرد و دو فرد محصور نماند که به کل ساحت جامعه تسری و تعمیم یافت و ذهن جامعه را به شدیدترین وجه مخدوش ساخت. مرز حرمت، اعتبار و اعتماد میان مردم شکست و انتخابات که باید منتج به خلق رویکرد جدید در کشور می‌شد، به یک موضوع شخصی و قومی تقلیل یافت.

فرافکنی و دروغ بافی از سوی هر یک از نامزدان و طرفدرانش، ضربه دیگری بود بر پیکر فرهنگ مشارکت سیاسی. علاقه مفرط مردم به مشارکت در انتخابات از یکسو و دعوای شخصی میان دو تیم از سوی دیگر، بیش از آن که انتخابات را به یک امر فرا قومی مبدل سازد، به قوم و قبیله و تبار فروکاست. از همه مهمتر، برخورد خشونت آمیز و کاربرد ادبیات خشن از سوی سخنگویان دو تیم، به لحاظ روانی بسیار تأثیر سو داشته است.

ایدئولوژیک شدن انتخابات موضوع دیگری است که باز هم مردم را به دام ایدئولوژی‌های کاذب می‌اندازد و از تأمل در باب وضعیت جدید فاصله می‌دهد.

انتخاب، یک امر ارادی و عقلی است، این خصیصه انسان عاقل است که با تأمل در باب موضوعات پیرامونش به انتخاب دست بزند، اما اینکه «استخاره» به عنوان یک ابزار غیر عقلانی به خورد مردم داده می‌شود، ساز و برگ فریبنده‌ای است که مردم را از تفکر در باب انتخاب یک گزینه برتر فاصله می‌دهد و ذهن مردم را آشفته می‌سازد.

در نهایت اینکه، انتخابات به عنوان ساز و کار مدرن، تبدیل شد به تاخت و تاز شخصی و آتش افروزی در تنور داغ قوم و قبیله.

اشتراک با دوستان: این صفحه را از طریق شبکه های اجتماعی با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

درج نظر

نام
ایمیل
نظر:
لطفا قبل از ثبت نظر، کد زیر را در خانه خالی وارد کنید
کد امنیتی
ثبت نظر