چرا داکتر اشرف غنی احمدزی کاندید شایسته تر است؟

فرید خروش، ٢٤ جوزا ١٣٩٣، (٢نظر)

من هم مانند بعضی از شهروندان افغانستان نسبت به داکتر اشرف غنی احمدزی پیشفرض ها و تصورات خاصی داشتم. اما کمپاین چهار ماهه ریاست جمهوری فرصتی بود که از نزدیک صحبت ها و نظریات او را بشنوم. من بویژه هنگام صحبت کردنش دقت می کردم که از منظر روانشانسی او در گفتارش تا چه میزان صادق است و این گفتار به چه پیمانه صادقانه ارائه می شود.

من اشرف غنی را سخنور بسیار دقیق و ماهر یافتم. سخنرانی های او بسیار دقیق، ساختارمند، معطوف به هدف و منسجم است. با اینکه سخنرانی های کمپاینی ذاتاً شعاری محور است، اما من صحبت های داکتر اشرف غنی را بیشتر جدی و برخاسته از همان چیزی یافتم که به آن باور دارد. من احساس نکردم که صحبت های او پیرامون موضوعات گوناگون عاری از صداقت باشد.

مورد دیگری که من به آن دقت کردم، تغییر رفتار و گفتار داکتر اشرف غنی نسبت به روزهای آغازین کمپاین بود. او تا پیش از کمپاین ریاست جمهوری با مردم عادی از هر قوم و منطقه چندان تعامل نداشت و طبعاً مطالبات و خواسته های آن را به صورت ملموس درک نمی کرد. اما کمپاین طولانی ریاست جمهوری فرصتی بود که او با مردمانی از اقوام و مناطق مختلف رو در رو سخن بگوید و مطالبات و خواسته های آنان را از نزدیک بشنود. در نتیجۀ این تعاملات، از یک طرف او با واقعیت های متفاوت امروز افغانستان به صورت عمیق تر آشنا شد و از سوی دیگر مدارا، همدیگرپذیری و شکیبایی او به وضوح افزایش پیدا کرد. بویژه تا جایی که به جایگاه سیاسی و مطالبات اقوام دیگر مربوط می شود، از جمله هزاره ها، باورمندی های قبلی او به وضوح دچار تحول شده است.

من مطمئن هستم تا همین سه ماه پیش نام بسیاری از مکان ها در ولایات دوردست افغانستان نه به گوش داکتر اشرف غنی احمدزی خورده بود و نه به ذهن داکتر عبدالله. هردو نفر از حکومتداری و حکومت کردن تقریبا همان ذهنیتی را داشتند که قرن ها در این سرزمین ساری و جاری بوده است. بر اساس این ذهنیت، در یک طرف حکومتداری معادله حاکم قرار دارد که چون حکومت را «به چنگ آورده است»، پس باید مانند ارث پدری یا مایملک شخصی از آن استفاده کند. در جانب دیگر معادله «رعیت» قرار دارد که باید حاکمیتِ حکومتگران را به مثابه یک «پادشاه گردشی» که از «مقدرات خداوندی است»، بپذیرند و در قبال عملکرد نیک و بد آنان حق پرسش نداشته باشند.

اما به نظر می رسد ذهنیت حکومتداری و حکومت کردن در افغانستان به نحو حیرت انگیزی دچار تحول شده است. هر دو کاندید همراه با تیم انتخاباتی شان تا دوردست ترین ولسوالی ها پشت دروازه های شهروندان رفته اند و هرکدام سعی کرده پیش از ورود به آن محل با حداقل هایی از مطالبات اجتماعی و سیاسی آن مردم آشنا شوند تا بتوانند در چارچوب خواسته های آنان سخن بگویند.

این تحول ممکن است هنوز عمیق نباشد، اما برای کسانی که شرایط سیاسی فعلی را با تاریخ گذشته افغانستان مقایسه می کنند، تمام این رویدادها باورنکردنی است.

هیچیک از دو کاندیدی که فردا با هم رقابت می کنند، برتری بسیار عمده نسبت به یکدیگر ندارند، ولی برنده شدن هرکدام شان تاثیر متفاوت بر سرنوشت افغانستان بحران زده خواهد داشت. اما اگر برنامه های حکومتداری ارائه شده توسط دو کاندید ملاک قضاوت باشد، برنامه داکتر اشرف غنی احمدزی بسیار ساختارمندتر و خودش برای تطبیق آن به مراتب جدی تر از داکتر عبدالله ظاهر شده است. فراموش نکنیم در شرایط حساس سالهای آتی، افغانستان به یک رئیس جمهور جدی و دارای یک برنامه ساختارمند نیاز دارد تا بتواند افغانستان بحران زده را به خوبی مدیریت کند.

بنابراین اگر برنامه های هر یک از تیم ها و سیاستمداران مجری آن برنامه ها معیاری برای قضاوت باشد، من داکتر اشرف غنی را برای رهبری افغانستان شایسته تر از داکتر عبدالله می دانم. اما مهمتر از اینها، امیدوارم مردم افغانستان و جناح های سیاسی به رأی و نظر مردم احترام بگذارند و صرف نظر از اینکه داکتر اشرف غنی احمدزی پیروز میدان رقابت خواهد بود یا داکتر عبدالله، او را به عنوان رئیس جمهوری تمام مردم افغانستان بپذیرند.

اشتراک با دوستان: این صفحه را از طریق شبکه های اجتماعی با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

نظرات بازدیدکنندگان  

زهرا رمضانی ١٣٩٣/٠٤/١٠
اشرف غنی یکی از کسانی است که من او را در افغانستان آگاه و مدیر جدی یافتم. او شاید تنها کسی باشد که افغانستان را بتواند از بحران فعلی رهایی بخشد.
سعیدی ١٣٩٣/٠٤/٠٨
مهمترین نکته این است که اشرف غنی احمدزی در جریان کمپاین های دیدگاه های قبلی و تصورات پیشینش تعدیل شده باشد. اگر با همان باورهای قبلی باشد، او نمتواند رئیش جمهوری تمام مردم افغانستان باشد.

درج نظر

نام
ایمیل
نظر:
لطفا قبل از ثبت نظر، کد زیر را در خانه خالی وارد کنید
کد امنیتی
ثبت نظر