تظاهرات مدنی با تکان دادن شمشیر در هوا!

فرخنده زهرا نادری، نماینده پارلمان افغانستان، ٠٨ سرطان ١٣٩٣، (٤نظر)

صدای قدرت جویانه معترضان تیم همگرایی، نمایان‌گر سرکشی این گروه از قانون، سرکشی از حاکمیت قانون و مردم سالاری است. در اصول دموکراسی قطع نظر از سلیقه‌های گروهی تیم همگرایی، عرف جهانی این است که کمیسیون مستقل انتخابات اعلام نتایج را انجام داده یکی از نامزدان را رئیس جمهور معرفی می‎کند، اما در عرف خشونت، گروه خاص، خود را مافوق قانون شمرده قانون را به دست گرفته و با شعارهای تئوریک شاعرانه‌شان راجع به منافع مردم بیرون از مرزهای قانون زورگویی می‌کنند و در نهایت این گروه سلطه‌جو در عدم اصول دموکراسی، ایشان را برنده قدرت اعلان کرده خواهان ترویج عرف خشونت در میان مردم با حرکات زور گویی می‌گردند که در نتیجه قدرتی که از آن به وجود خواهد آمد. قدرت افراط‌ گری و دیکتاتوری خواهد بود که حافظه تاریخ ما چنین گذشته‌ها را به اشکال مختلف تجربه نموده است.

ریختن مردم در جاده‌ها در اعتراض به تقلب یک امر خیلی به‌جا و ارزنده است، اما متأسفانه بیرون شدن این گروه، نه نماینده‌گی از ملت می‌کند و نه خواسته‌ها و آواز مردم (مبارزه علیه تقلب) را انعکاس می‌دهد، بلکه بیرون شدن آنها ممثل تقاضای غیر قانونی تیم همگرایی که به هر قیمتی خواهان گرفتن قدرت‌اند، می‌باشد (ما برنده هستیم!)؛ چون ایشان قدرت را اجازه فلتر (تصفیه) نداده خواهان فلج سازی ماشین‌های تصفیه قدرت در پروسه دموکراسی (کمیسیون‌های مستقل انتخابات و شکایات انتخاباتی)اند. تیم همگرایی در پشت دروازه ارگ حق مالکیت آنجا را ادعا نموده هشدار دادند و با نقض حقوق میلیون‌ها اتباع دیگر این کشور که در روز انتخابات رأی داده‌اند و زعیم ملی را انتخاب کرده‌اند، جهت منافع و سلیقه گروه خود، رئیس جمهور اعلام می‌نمایند.

 

تأثیرات این اعتراضات

به‌جا می‌دانم راجع به تأثیرات این صداهای بی تأثیرسلطه جویانه اندکی بیشتر تبصره نمایم.

گفته می‌شود افغانستان تقریباً بین ٢۵-٣٠ میلیون نفوس دارد که از این جمله برای  ١۵-٢٠ میلیون آن کارت رأی دهی توزیع شده است و در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری ١٣٩٣ نظر به آمار رسمی ارایه شده کمیسیون مستقل انتخابات بین ٧-٨ میلیون تن در سراسر کشور رأی داده‌اند.

اما نقطه قابل عطف اینجاست که تیم محترم اصلاحات با همگرایی غیر قانونی‌شان تظاهرات غیر دموکراتیک را در سه ولایت به شمول پایتخت به‌خاطر نمایش زورگویی و تمرین کودتا به راه انداختند که بدون تردید اثری در نتایج انتخابات وارد نمی‌تواند. به طور نمونه از بین همایش‌هایی که در سه ولایت (بادغیس تقریباً ۶٠٠  نفر، بلخ ١٢٠٠ نفر و در کابل در حدود ١۵٠٠٠ -١٧٠٠٠ تن اشتراک کننده) به وقوع پیوست. گسترده‌ترین آن را که در کابل با زحمات بیکران و موجودیت فیزیکی رهبران محترم تیم همگرایی صورت گرفت، مورد بحث قرار می‌دهم.

در کابل تقریباً در حدود ۵ میلیون تن سکونت دارند و از این آمار تقریباً ۸۰۰۰۰۰ آن رأی داده‌اند و با سخاوت آمار می‌خواهم بگویم که تقریباً ١۵٠٠٠ -١٧٠٠٠ تن از هواداران تیم همگرایی که تعداد قابل ملاحظه‌شان‌ را شهروندان بیرونی و غیر واجد شرایط رأی دهی از لحاظ سنی تشکیل می‌دادند به روز جمعه روی سرک‌ها و خیابان‌های شهر کابل ریختند. حال در این صورت آیا ١۵ – ١٧ هزار هواداران همگرایی می‌توانند حقِ تخمیناً ۵ میلیون کابلی را سلب نموده و تأثیراتی بر آرای ۸۰۰۰۰۰ شهروند کابل که در پروسه ملی انتخابات جهت انتخاب سیاسی سهم گرفتند به وجود بیاورد؟

اصلاً نه!

قطع نظر از اینکه آمار معترضان محترم همگرایی در سه ولایت مزبور حتی نفوس کوچک‌ترین ولایت این کشور را تشکیل داده نمی‌تواند.

نکته دیگر اینکه این معترضان خلاف قانون با الفاظ خشونت بار صدا بلند می‌کردند و شعار می‌دادند. شاید تعدادی زیاد از معترضان نظر به جبر زمان ناخود آگاه و احساساتی، اما با مهندسی کتله‌های کوچک شعارهای ضد دموکراسی، ضد صلح و ضد قانون مداری را سرمی‌دادند که در نتیجه فریاد‌های غیر مسئولانه تیم همگرایی، این گروه خواهان حاکم ساختن قدرت سه دهه جنگ شدند. شاید بیشتر جوانان که در این گروه بودند با احساس پاک‌شان به‌سوی صدای طبلی که راه آینده‌شان را به ترکستان می‌برد، می‌رفتند، زیرا نسل ٢۵ ساله امروز ما که در زمان رژیم پیشین (طالبان) ۵ ساله و در ختم آن قدرت بعد از ٧ سال به سن ١٢سالگی رسیده بودند، حالا با ١٣ سال دموکراسی، ٢۵ ساله هستند و این نسل تنها رژیم گذشته را با دردهایش و دموکراسی را با نواقص آن می‌دانند، اما اینکه کدام ضعف حکومت‌داری سبب شد تا آن رژیم‌ در کشور ما پیاده شود؟ مقاومت مرزهای کشور ما را از بین برده و عناصر بیگانگان در کشور ما جا گیرد؟ این موضوع به ندرت از سوی تعداد کمی از جوانان تحلیل و بررسی می‌شود. علاوه بر این یک افغانی که در زمان ورود دموکراسی در سال ۲۰۰۱، ۵ ساله بود، حالا در سن ١٨ سالگی قرار دارد و این نسل دموکراسی تا اندازه‌ای تعریف بحران‌سازی را نمی‌دانند، اما با احساسات پاک خود گرفتار بازی‌های فرسوده و کهنه‌ای می‌شوند که نتیجه‌اش را درست نمی‌دانند تا اینکه تجربه کنند؛ اما قطع نظر از اینکه چه تعداد از نسل جوان ما به چه میزان از گذشته تحلیل دارند.

خرابی‌های کابل حافظه‌اش را نباخته است. پس کابل و شهروندان کابل و تمام ولایات افغانستان تاریخ زنده از جنگ سه دهه‌اند و فراتر از طالبان و دموکراسی حافظه دارند، بنا بر آن این ملت، ضعف مقاومت‌اش را و از بین رفتن نهادهای حکومتی‌اش را به خاطر قدرت هیچ یک از سیاسیون در این زمان مردم‌سالاری، قربانی نمی‌کنند و تصمیم این ملت در راستای امضای توافقنامه امنیتی کابل- واشنگتن در لویه جرگه عنعنوی بزرگ‌ترین مصداق این ادعا است.

جالب اینکه تیم همگرایی بی‌خبر از تاریخ جنگی کشور ما ادعای حکومت‌داری سالم را در سطح عالی و مطابق به معیارهای غربی که صدها سال عمر دارد، دارند و در غیر آن حوصله‌مندی ساختن و رشد آن را در سیاست‌شان نمی‌پذیرند. در ضمن این تیم نهاد‌های نو پای ١٣ ساله دموکراسی را به جرم آوردن مردم‌سالاری و اصول‌گرایی محکوم به جرم فرد (جرم یک عمل شخصی است تعقیب،گرفتاری یا توقیف متهم و تطبیق جزا بر او به شخصی دیگری سرایت نمی‍‌کند. ماده ٢۶ قانون اساسی افغانستان) نموده تفکیک شخص حکمی و حقوقی را کاملاً در سیاست‌شان حذف نموده، خلاف قانون اساسی سرایت جرم را نه تنها از فرد به فرد بل به نهاد نیز جایز می‌دانند. در نتیجه این افکار و پالیسی فرا قانونی تیم محترم همگرایی، نهادهای دموکراتیک بالخصوص کمیسیون‌هایی که با بسا چالش‌ها، وظیفه تصفیه قدرت را ازخون ریزی دهه‌های گذشته به‌رنگ ریزی امروز مبدل نموده‌اند، مجرمین ۳ دهه جنگ شناخته شده و از سوی این تیم در این انتخابات به مرگ محکوم شده‌اند.

اما این تیم بی‌خبر از اینکه چنین فضای امن و آزادی برای درد باختن و ماتم سرایی قدرت‌شان مُبین قدرت دموکراسی و نهاد‌هایی‌اند که ایشان به آنها شعارهای خشونت آمیز هم ‌چو «مرگ باد» و «نابودی» را روا می‌دارند.

اما مهندسان قدرت همگرایی ما باید بدانند که مردم به هیچ صورت این‌گونه ژست‌های خشونت‌زا را که زخم و اضطراب جنگ‌های داخلی گذشته را در ذهن آنها دوباره بیدار سازد نمی‌پذیرند و فرصت تکرار تاریخ را نمی‌دهند!

 

آیا این حرکات مدنی نامیده می‌شود؟

ماده ٣۶  قانون اساسی افغانستان، اتباع کشور را حق تظاهرات برای تأمین مقاصد جایز و صلح آمیز‌شان بدون حمل سلاح را داده است که در هیاهوی روز جمعه این نکات جداً نقض شد.

نخست تلویزون نور با پخش آهنگ که مردم را تحریک به خشونت می‌کرد و عملاً از گرفتن سلاح نام می‌برد صریحاً این ماده را نقض نموده است. (مطلع آهنگ: دشمن تو تانگ دارد از تو تفنگ است).

بیایید فرض کنیم که اگر در مقابل این گروه پر هلهله‌ی زورگو در یک سرک کابل شهروند کابلی که از تیم تحول با چهره شناخته شده مقابل می‌شد، چی واقع می‌شد؟

تقاضاهای خلاف قانون و شعارهای کودتای و نفرت‌زای تیم همگرایی به روز جمعه مردم را تحریک به خشونت می‌نمود. چند نمونه از شعارهای تیم همگرایی که نماینده‌گی از حرکت مدنی، افکار حکومت‌داری و ساختن نه بل نمایان‌گر خشونت و از بین بردن دموکراسی هستند یاد می‌کنم:

-  مرگ به کمیسیون مستقل انتخابات

-  مرگ به ارگ!

-  مرگ به ارگ نشینان!

-  ارگ باید تخلیه شود و به‌طور مسالمت آمیز به داکتر عبدالله تسلیم گردد.

-  یا ارگ یا مرگ

-  رئیس جمهور ما داکترعبدالله است، به هیچ چیزی دیگری قناعت نداریم!

-  ما برنده هستیم!

-  مرگ به اشرف‎غنی احمدزی!

این تقاضاهای غیر قانونی و سلیقه جویانه، انتهای تحرک نفرت را در سرزمین که نه تنها بیش از ٣ دهه جنگ را پشت سر گذاشته بل همین اکنون در حال جنگ بوده و مردم هر روز خون را در مقابل چشمان‌شان می‌بینند، می‌کارد. پس با صراحت لهجه می‌توان گفت که تظاهرات اخیر به هیچ عنوان مدنی بوده نمی‌تواند!

به بازی گرفتن احساسات مردم در این نمایش‌های سلطه جویانه با شعارهایی‌که به دلیل اصل نبود‌ن‌اش هیچگاه نتوانست وارد مناظره گردد، از یک طرف و از طرف دیگر نادیده گرفتن نهادهای قانونی با بهانه چالش‌های اجتماعی نیروی کاذب به مهندسان زورگوی قدرت داده که در نتیجه «تظاهرات» چنین وادار نمایند که می‌توانند با شدت بخشیدن آتش احساسات مردم جنگ‌های داخلی را دوباره در افغانستان حاکم سازند تا باشد به وسیله چنین فشاری یا رئیس جمهور (ارگ باید تخلیه شود و به‌طور مسالمت آمیز به داکتر عبدالله تسلیم گردد) و یا کمیسیون‌های مستقل انتخابات (رئیس جمهور ما داکتر عبدالله است، به هیچ چیز دیگری قناعت نداریم) را وادار به تسلیم قدرت به تیم همگرایی نماید، اما خوش‌بختانه قدرت دموکراسی و مردم‌سالاری فراتر از نمایش‌های زورگویانه است.

گرفتن قدرت با چنین هشدارهایی و محاصره شدن ارگ از سوی رهبری تیم همگرایی و سردادن شعارهای غیر دموکراتیک (ارگ باید تخلیه شود و به طور مسالمت‌آمیز به داکتر عبدالله تسلیم گردد) مبین این واقعیت است که تیم همگرایی به جز از رسیدن به قدرت مطلقه به هیچ چیزی دیگری قناعت ندارند. بالاخره با بهانه‌های کمبودی و ضعف در نهادهای دموکراسی به هر قیمت آماده حمله و گرفتن قدرت هستند و بس!

اینجا مهندسان همگرایی ما بر دموکراسی منت می‌گذارند که از واژه «مسالمت‌آمیز» استفاده نموده و هشدار خود را مدنی ساخته‌اند. این مانند آن است که یک انگشت که با علامه (۱) اخطار می‌دهد، (۴) انگشت دیگر به‌سوی هشدار دهنده می‌آید، اما متأسفانه اشتیاق قدرت، چشم بینایی درآن چهار انگشت نمانده است.

واقعاً به روز جمعه بزرگ‌ترین نمایش از اعتراضات تیم همگرایی را شاهد بودیم، چون‌که از این بیشتر برای شان امکان پذیر نبود. در تظاهرات دور قبل آن‌ها، مردم صلح جوی افغانستان نخواستند که به جاده‌ها بیرون شده هم خود و هم ملت جنگ دیده را اذیت کنند، اما این بار رهبران این تیم برای امتیاز گیری و ایجاد اضطراب و ترس در ذهن مردم خود بیرون آمده آخرین ضربه‌های قدرت‌شان را استفاده نمودند و روز را هم روز جمعه انتخاب کردند تا باشد در این رخصتی عمومی ١۵٠٠٠ -١٧٠٠٠ تن را از مسجد‌ها با شعارهای جنگی و احساساتی‌شان بیرون بکشانند. اما یک‌بار دیگر باید گفت که مردم اینجا حاکم‌اند نه یک گروه خاص!

 

پیشنهادات:

رهبران این کشور جنگ دیده نباید فرهنگ خشونت را با الفاظ نفرت‌زا در قالب دموکراسی پیاده کنند بل با الفاظ صلح پرورشان باید الگوساز  فرهنگ دموکراسی که همانا فرهنگ هم‌زیستی، همدیگرپذیری، ساختن و پیش رفتن است، باشند، نه به بن‌بست کشانیدن و عقب بردن مردم!

 

تیم محترم همگرایی!

به خاطر دید بزرگ رهبریت و ادعای زعامت باید کمیسیون‌ها را به صورت نهادهای یکبارمصرف ندیده، بلکه اجازه رشد و پیشرفت آنها را در سرزمین جنگ زده و خون‌ریز جهت ارزش و پاس‌داری از خون افغان‌های شهید این پروسه و انگشتانی که به خاطر رنگ کمیسیون با رنگ خون‌شان حلال شدند، داده و به پروسه احترام بگذارند.

شما با وصف اینکه نظر به کاستی‌های دموکراسی نو پا نتوانستید اپوزیسیون را قوی و روشن تعریف نمایید، موجودیت شما در صحنه سیاست برای توازن بخشیدن به فضای پر چالش سیاسی کشور ما غنیمت بوده و در بسا موارد قابل توجه است، پس این تفکیکی که بین شما و اپوزیسون مسلح (طالبان) دولت وجود دارد را حفظ نموده و به جای کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی و قوه قضا، محکمه صحرایی نیافرینید.

به مردم در هر دو حالت باید اطمینان دهید که اگر حکومت هستید یا اپوزیسیون، خشونت نمی‌کارید، بلکه در هر دو حالت دموکرات‌پرور هستید نه خشونت پرور!

تیم تحول و تداوم که شریک شما در این پروسه‌اند در داخل کمیسیون‌ها در انتظار حضور شماست، با وصف اینکه پروسه به صورت عادی پیش می‌رود، اما حضور شما در کمیسیون تعهد شما را در دموکراسی نشان می‌دهد. در ضمن هر دو تیم با تعریف جدید از سیاست، داخل صحنه‌ی گرفتن قدرت شده‌اند و آن اینکه با هم دشمن نیستند، بلکه مبنی بر دیدگاه و برنامه تقسیم شده‌اند که حتی در نتیجه بازی نیز با هم شرکا باقی مانده، یکی حکومت و دیگری اپوزیسیون خواهد بود.

اشتراک با دوستان: این صفحه را از طریق شبکه های اجتماعی با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

نظرات بازدیدکنندگان  

جواد محمودی ١٣٩٣/٠٤/٠٩
به این آمار و نفوس کمی‌ دقت کنید: "گفته می‌شود افغانستان تقریباً بین ٢۵-٣٠ میلیون نفوس دارد که از این جمله برای ١۵-٢٠ میلیون آن کارت رأی دهی توزیع شده است و در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری ١٣٩٣ نظر به آمار رسمی ارایه شده کمیسیون مستقل انتخابات بین ٧-٨ میلیون تن در سراسر کشور رأی داده‌اند."

و جمعیت کابل را هم خانم نادری چطور حساب کرده است: ۵ میلیون نفر، در صورتی‌ تمام منابع نفوس کابل را حدود ۳ میلیون تخمین زده است....

ایشان مثل امر خیل گوسفند چاق می‌کند... این آمار ساختگی و بدون منبع فقط ساخته ذهن است... همه می‌دانند که در انتخابات به نفع اشرف غنی گوسفند چاق شده است و به جای رفع ابهامات و تقلب، دیگران را متهم کردن کاری از این گره باز نخواهد شد...
زهرا رمضانی ١٣٩٣/٠٤/٠٩
سران تیم همگرایی ادعادارند که مظاهرات شان مدنی است لیکن حضور تعداد زیاد افراد مسلح سازمان یافته در میان مظاهره کننده گان بیانگر تدارک آنان برای چپاول و شورش است.
احمد فاروق ١٣٩٣/٠٤/٠٩
درود!
كاملا ايديولوژي شما را ميپذرم، بدون نقص ذكر كرديد.

سپاس
عبدلولی خنجانی ١٣٩٣/٠٤/٠٨
اما در این نوشته در مورد تقلب چیزی گفته نشده . به نظر من تقلب جرمش کلان تر از تظاهرات است. بر فرض که در این تظاهرات افراد مسلح هم دیده شدند .

درج نظر

نام
ایمیل
نظر:
لطفا قبل از ثبت نظر، کد زیر را در خانه خالی وارد کنید
کد امنیتی
ثبت نظر